مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )
مقدمه 28
خاطرات و خطرات ( فارسى )
تاريخچه نظر به آثار ادبى سرسلسلهء ما رضا قلى خان هدايت است ، اجدادش در چهارده - كلانه از مضافات دامغان زيست داشتهاند و با قاجاريه مربوط بوده ، جدش اسمعيل كمال كه در زد و خورد زنديه با قاجاريه مقتول شده است خود را از اولاد كمال خجندى گمان ميبرده كه معاصر خواجه حافظ بوده است از اوست : ما خانهخراب گشتگان را * در دل غم خانمان نگنجد يا دوستگزين كمال يا خان * يكخانه دو ميهمان نگنجد « 1 » آقا هادى پسر اسمعيل كمال به زمان آقا محمد خان رياست عملهء خلوت و صندوقدارى جنسى داشته « 2 » ، پس از آقا محمد خان ملازم خدمت فتحعليشاه بوده بخراسان ميرود ، در آنجا خبر تولد رضا قلى خان به او ميرسد او را رضا نام ميگذارد . پس از سالى دو ، به صاحبجمعى كل متوجهات ديوانى فارس مأمور ميگردد ( 1215 ) به زمان فرمانفرمائى حسينعلى - ميرزا در سنهء 1218 جهان را بدرود ميگويد . رضا قلى خان با والده به بارفروش نزد خويشاوندان ميآيند پس از سالى چند والده - اش به قصد زيارت مكه به فارس برميگردد به عقد محمد مهدى خان شحنه درميآيد « 3 » عزيمت خود را دنبال گرفته به مكه ميرود و فوت مىكند . رضا قلى خان نزد محمد - مهدى خان بسر برده مشغول تحصيل مىشود تا زمان خردسالى درميگذرد نزد حسينعلى ميرزا و حسنعلى ميرزا « 4 » تقرب ميابد ، به كلام منظوم مايل بود بدوا چاكر و بعدا هدايت تخلص مىكند كه اكنون سجل اكثر خانواده است . بالجمله رضا قلى خان دختر محمد مهدى خان مسمات به مريم خانم را ميگيرد ، فتحعلى شاه در مسافرت بشيرازش بجا مىآورد و بسزا مىنوازد امير الشعراش لقب ميدهد . معهود بوده است بجاى فتحعلى خان ملك الشعرا كه درگذشته بود بطهران بيايد بيمارى مانع مىشود در سنهء 1256 كه محمد شاه از نهضت خراسان برميگردد رضا قلى خان هدايت
--> ( 1 ) - در نسخه يا جهان است . ( 2 ) - آقا محمد خان صندوقچهاى سر به مهر داشته كه ميبايست هرشب روى رختخواب خان بگذارند ، شبى معاشقهء خان با صندوقچه بدرازا ميكشد ، هادى خان از گوشهء پرده نظرى بدرون اطاق مياندازد معلوم مىشود كه صندوقچه محتوى جواهر پياده است كه آقا محمد خان روى لحاف ريخته و صورت خودش را به آن ميسايد ، هراسان كنار ميرود و چون آقا محمد خان آواز ميدهد قدرى تأمل مىكند و سراسيمه باطاق ميدود چنان وانمود مىكند كه خواب بوده است . ( 3 ) - رضا قلى خان هفت ساله بوده خودش را در حوض مىافكند . ( 4 ) - حسنعلى ميرزا كمالى داشته ، خان مروى گاهى بملاقات او ميرفته است ، اصحاب حسينعلى -